سلطان محمد مطربي سمرقندي

60

تذكرة الشعراء ( فارسي )

پيشواى درويشان ماوراء النهر ؛ تصوير عبد اللّه خان ازبك و تصوير عبد المؤمن خان ازبك ؛ حكايت در فضايل عبد الرحيم خواجهء جويبارى و تاج الدين حسن خواجهء جويبارى برادر وى ؛ عهد مطربى بر اينكه از شصت سالگى به بعد ، تا وقتى زنده است ، براى هر سال از عمرش يك رباعى بسرايد ؛ راجع به سمرقند و يا سمركند و اينكه طبرى در اين باره چه گفته است ؛ پيشنهاد جهانگير راجع به تعمير گورمير ، دخمه و مقبرهء پدران و اجداد جهانگير شاه ؛ رخصت خواستن مطربى از جهانگير شاه براى بازگشت به سمرقند . « 1 » خاطرات مطربى ، به كوشش پروفسور عبد الغنى ميرزايف و همكارى انستيتوى خاورشناسى آكادمى علوم تاجيكستان از طرف مؤسسهء تحقيقات آسياى ميانه و غربى دانشگاه كراچى پاكستان در 1977 م . به چاپ رسيده است . 4 . مجموعه اشعار مطربى ، به درستى نمىدانيم كه مطربى چند بيت شعر گفته است و همچنين نمىدانيم كه آيا مطربى ديوانى تدوين كرده است يا نه ؟ اما بعيد به نظر مىرسد كسى مانند مطربى كه در بيشتر فنون شعرى مهارت داشته ، ديوانى تدوين نكرده باشد ، زيرا در زندگينامهء وى مىخوانيم كه او از زمان كودكى و خردسالى به سرودن شعر اشتغال داشته و در شصت سالگى پيمان با خود بسته كه از آن پس ، براى هرسالى كه از عمر وى مىگذرد يك رباعى بگويد و تا سال هفتاد و يكم از زندگى خود هم اين كار را كرده است و نشان مىدهد كه تا اين سال قطعا زنده بوده است ، بنابراين نمىتوان باور كرد كه كسى مانند او كه با شعر و شاعرى زندگى كرده و با شاعران بسيارى هم دوست بوده است ، خود به تدوين ديوانى نپرداخته باشد ، ولى به‌هرحال فعلا اگر ديوانى هم داشته باشد ، از آن اطلاعى در دست نيست . ابياتى و اشعارى كه از او باقى مانده ، در قالب تك‌بيتى ، رباعى ، تاريخ ، قطعه ، مثنوى ، غزل ، قصيده ، مخمس ، مسمط و مشجر است و كوشيده‌ايم اشعار وى را از دو اثر او كه

--> ( 1 ) . خاطرات مطربى ، ص 16 - 74 .